عاشقی؛ یعنی دیداری غیرمنتظره با خویشتن حقیقی خود

خرید بک لینک

همچنان که از میان فیلسوفان اسلامی، دلم بیشتر در باغ و کشتزار ابونصر فارابی، میرداماد و ملاصدرای عزیز و بزرگ سیر و سیاحت میکند، از میان اندیشمندانی که در راه شناخت روان پیچیده انسان استخوان خرد کردهاند نیز، بیش و پیش از همه به کارل گوستاو یونگ علاقه مندم. مردی که گویا دوران کودکی دشواری داشته و اوایل عمر در خانوادهای ناشاد زندگی کرده است.

این روانشناس شهیر، قرائتی غریب و درعینحال شستهو رفته و سرراست از عشق به مخاطبان خود ارائه میکند. او معتقد است وقتی ما جذب ویژگیهای ظاهری، خلقی یا شخصیتی فردی میشویم یا به عبارت روشنتر زمانی که عاشق کسی میشویم، درواقع شیفته بخشهایی نامکشوف و پنهان از وجود خود شدهایم که قابلیت ظهور و بروز دارند؛ اما هنوز به دلایلی به فعلیت نرسیدهاند.

برای مثال وقتی ما عاشق یک قهرمان میشویم، در حقیقت وجه قهرمانی درون خود را ناخودآگاه بر طرف مقابل بازتاباندهایم و جالب اینکه آن زمان که این ویژگی در ما به کمال برسد، دیگر آن محبوب برای ما جذابیت چندانی نخواهد داشت!

حالا بیایید به این موضوع فکر کنیم که ما عاشق فردی زیبا، مهربان، سخاوتمند، شریف و دوستداشتنی هستیم یا برعکس جذب فردی پرشور، دمدمیمزاج، لاقید و...شدهایم!

به نظر میرسد عاشق شدن صرفنظر از تمام اما و اگرها و دردسرها و بایدها و نبایدهایش، با عنایت به این نظریه قابلتأمل، شیوه جذابی برای مواجهه و شناخت عمیق بررسی از مرجع خویشتن طبق کپی رایت است و پذیرفتن و درک بهتر این حقیقت که چرا اغلب عشاق سینهچاک بعد از مدتی بهویژه بعد از وصال، از یکدیگر گریزان و به دنبال آینههایی دیگر برای مشاهده جنبههای رشدنیافته و ناشناخته وجود خود هستند. البته منظور من از عشق همان عشق است نه بیماریهایی نظیر وابستگی اقتصادی، اعتیاد عاطفی، و نیاز روانی و جسمی به فرد مقابل و...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:51

صفحه بندی