موهبت ارزشمند گریستن...

خرید بک لینک
مدت ها بود یک دل سیر گریه نکرده بودم...

نمی دانم شاید به خاطر مشغله کاری زیاد

یا به خاطر ترس از مواجهه با احساسات و شرایطی که چندان باب طبعم

نبودند و خوب چشمه زلال اشک عجیب در من خشکیده بود....

اما امشب چه زیبا و دل انگیز غافل گیر شدم از بارش بی امان این همه فریاد

بر گونه هایم...

عین رگبارهای بهاری و غریب این اواخر تهران'

گریستم و تازه شدم

و انسان جز موهبت بی بدیل گریه و لبخند

چیز دیگری نیست...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:23

صفحه بندی