درخشش نامحدود.../ کو فرصتی تازه؟!

خرید بک لینک

دو ترانه از سال های بسیار دیر و دور...

شبیه برف و زمستونم،شبیه صاعقه در بارون

شبیه یک گل پژمرده،شبیه لیلی بی مجنون

یه وهم ِرو به زوالم من،یه زخم ِروشن و بی پروا

همیشه با تو و دور از تو،همیشه غرق دعا؛تنها...

دچار یک غم ممنوعم،دچارخاطره هایی سرخ

اسیر ِپنجره ای درمه،اسیر ِفاصله هایی سرخ

من از تموم ِتو لبریزم،شبیه چشمه ای از رویا

همیشه با تو و دور از تو،همیشه غرق دعا؛ تنها

چقدر خلوت وتاریکم ،پر از غبار و سکوت ودود

بگو که کی به تو می ریزم ، تو ای درخشش ِنامحدود...

و...

کو فرصتی تازه؟!

نه آرومم،نه بیxadتابم، نه بارونم، نه مردابم

خودت حالم رو میxadدونی، دارم با گریه میxadخوابم

تنم غمگین و محکومه به جرمی که نمیxadدونم

چقدر این شهر دل گیره، دیگه اینجا نمیxadمونم

یه زخم بیxadسرانجامم که گم میxadشه تو تنهایی

نباید عاشقت باشم تو بی اندازه زیبایی!

تو بی اندازه زیبایی ولی من از خودم خستم

چقد تاریک و بیxadهنگام به دستای تو دل بستم

چقد پربرف و بیهوده نشستم زیر پای تو

دلم دنبال ِقلبت بود و می مردم برای تو...

اگه لبxadهاتو می بوسم، اگه دستاتو میxadگیرم

میxadدونی دیگه وقتی نیست، دارم بی وقفه میxadمیرم

کجا؟ کو فرصتی تازه؟ نگو لجباز و سرسختی

خرابم کرده این دنیا، جوابم کرده خوشبختی

ببند یک لحظه چشماتو، تنت رو در تنم گم کن

مسیح ِاین شب ِتلخ و ببر رسوای عالم کن

ببین مردن چه آسونه، چقد مرگ زمین زیباست

چه ساده از تو کم می شم و این جا آخر دنیاست

و این جا آخر دنیاست...


موضوعات مرتبط: ترانه شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

صفحه بندی