عشقی که هفت ساله شد/ اینجا زلیخا حضرت است!

خرید بک لینک

نمیxadدانم نزد خداوند مهربان، مقام زن عاشق بلندتر است یا مرد عاشق؟ مقام زن صبور و عفیف یا مرد صبور؟ نمیxadدانم رفتار خداوند با مردان عاشق چگونه است اما من که زن هستم، هر زمان که زخم بندگانش بر روح و قلبم سنگینی میxadکند، محال است هرم گرم دلجوییxadهای خداوند را بر قلب و شانهxadهای خود احساس نکنم.

این روزها که از همیشه عاشقxadترم، از همیشه به تو نزدیکxadترم، خودم را هم بهتر و دقیقxadتر زیر ذرهxadبین میxadگیرم.

از خودم میxadپرسم اعظم اگر این روزها آخرین فرصت تو برای زندگیxadکردن باشد و بعد بروی و درست رو به روی چشمان گرم و مهربان خداوند بنشینی، از خودت و خدای خودت و عشق راضی هستی؟

بله... راضی هستم؛ هم از خودم، هم از عشق و هم از خدای خودم...

گلهxadای نیست که من در جهان/ دهxadکورهxadای کوچک و محصور زندگی میxadکنم که تمام قوانینxadاش حتی قوانین مهر ورزیدنxadاش را مردانی ترسو و سلطهxadجو برایمان نوشتهxadاند و دیکته کردهxadاند. البته گهxadگاه پیامبری، شاعری، مرد/انسانی شریف و پر درد هم در این میان ظهورکرده است اما بیشتر آنها...بیشتر آنها...خداوندا چه موجوداتی!

به قول بزرگی آیا تا به حال مردان بهxadخاطر عشق نه از آبرو و اعتبار خود، حتی از غرور خود نیز گذشتهxadاند؟ نه... اما یک زن عاشق برای عشق ابتدا از تمام غرور و بعد هم از خانواده و اعتبار و آبرو و هرآنچه که دارد میxadگذرد. در ایستگاه آخر نیز در هر دو جبهه (جبهه جامعه و افکارعمومی و جبهه عشق) تنبیه، تحقیر و قربانی میxadشود و با درد به روح بزرگ و پرشکوه هستی میxadپیوندد. به این فکر میxadکنم که اگر دیگرخواهی یک زن نبود...اگر نبود...؛ چه خاکستر تاریک و ظلم بیxadامانی بر چهره زمین و آدمی میxadنشست.

عاشق شدم؛ با تمام سلولxadها و یاختهxadهای تنم، روحم، احساسم... آن را ابراز کردم...بیxadهیچ چشمxadداشتی...برایش در قلبم و با تمام دارایxadام- کلماتم- جهانی نو و دلخواه ساختم. در آن جهان خندیدم. گریه کردم. درسکوت و باوقار بر بالین گدازهxadهای سوزان عشق خوابیدم؛ چنانکه هرکس مرا در خواب میxadدید میxadگفت: نگاه کنید! خواب زمستان میxadبیند این زن!

و بعد... به خاطر عشق تحقیر، تنبیه، سرزنش و فراموش شدم...مبارک باشد بر من این همه

و...سلام بر مقام والای حضرت زلیخا...

سلام بر مقام والای هاجر...

سلام بر مقام والای لیلی... و سلام بر عشق که از میان این همه، قلب و خانه کوچک مرا برگزید...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 3:28

صفحه بندی