
xa0xa0 نمیxadدانم نزد خداوند مهربان، مقام زن عاشق بلندتر است یا مرد عاشق؟ مقام زن صبور و عفیف یا مرد صبور؟ نمیxadدانم رفتار خداوند با مردان عاشق چگونه است اما من که زن هستم، هر زمان که زخم بندگانش بر روح و قلبم سنگینی میxadکند، محال است هرم گرم دلجوییxadهای خداوند را بر قلب و شانهxadهای خود احساس نکنم. این روزها ...
ادامه مطلب
xa0xa0 همیشه سر وکله زدن با کلمات را دوست داشتهxadام. به ویژه کلمات زبان نفهم، اخمو، لجباز و بدقلقی که با سماجتی عجیب از سیطره و دام نظم صحیح واژهxadها میxadگریزند. در تمام سالxadهایی که در جهان کلمات زندگی کردهxadام، سینهxadام پر شده است از رازها و معناهایی که این موجودات شیطان/ معصوم برایم افشا کردهxadاند. رازهایی ...
ادامه مطلب
امشب تو را به نام پنهان و همیشگیu200bات صدا می زنم؛ محبوب من...! و گیسوی گریه را يکباره از هم می گشایم در برابر چشمu200bهاي تو... مرا ببخش... مرا ببخش که همانند آن بادیه نشین نابخرد و رويا پرداز،xa0 آبی بدبو xa0و گلu200bآلود را به نام عشق به تو هدیه دادم و چه رنجu200bها و آسیبu200bها که از این رهگذر نصیب تو نشد... مرا ببخش...این زن تنها و دیوانه را که زیستن با تو و بی تو برایش به امری محال و ناشدنی تبديل شده است...مرا بخوان و ببخش و بسوزان و به بادها بسپار... حال غریبی دارم؛ عجیب دلم می خواهد نب...
ادامه مطلب
عصر و آفتاب رو به غروب... کنار پنجره ایستاده ام و از بالا به درختان زیبای حیاط خانه نگاه می کنم.درخت زیبای توت، درخت سیب، پرتقال و راستش را بخواهی درختی پرشکوفه سفیدی که اصلا نمی دانم چیست! شکوفه های زیبای عجیبی دارد...بسیار عجیب... از پشت پنجره به تهران باران خورده نگاه می کنم...حتی این جا هم هرچه سبز و هرچه لطافت مرا احاطه کرده است... شاید چون عاشق تو هستم و به اندازه تمام طرد شدن هایم تنها.... شاید فلسفه پیدایش بهشت بر روی زمین همین باشد!...
ادامه مطلب
هزار صبح توانستی و نخواستی اما رسیدنی است شبی که بخواهی و نتوانی......
ادامه مطلب